نوازندگی

چرا گوش دادن به بعضی آهنگ ها مجاز و حد اکثر مشتبه است ؛ اما استفاده از هر نوع ابزار آلات موسیقی به طور مطلق حرام است؟

دانستن چند امر در این زمینه بایسته است :

۱. استفاده از همه نوع آلات موسیقی حرام نیست؛ بلکه اگر از آلاتی باشد که نوعاً در لهو و لعب و حرام به کار می رود و منفعت حلالی در بر ندارد، استفاده از آن جایز نیست؛ ولی اگر از آلات مشترک باشد، نواختن آن به منظور منافع مشروع و حلال (مانند اجرای سرودهای انقلابی و برنامه های دینی و مانند آن) اشکال ندارد.

۲. مسئله نوازندگی با استماع آهنگی که از آلات موسیقی تولید می شود، تفاوت بسیار دارد و هر دو از یک مقوله به شمار نمی رود بلکه هر کدام حکم مخصوص خود را دارد. نواختن آلات مختص به لهو، به اتفاق همه مراجع تقلید در هر حال حرام است، هر چند در موردی به صورت غیر لهوی از آن استفاده شود؛ زیرا این گونه آلات (مختص به لهو) نوعاً برای حرام ساخته شده و نگه داری آنها جایز نیست و باید از بین برود؛ ولی گوش دادن به آهنگ هایی که از این نوع آلات (آلات مختص) تولید می شود، تنها در صورتی حرام است که متناسب با مجالس لهو و خوش گذرانی باشد و در غیر این صورت محکوم به حلیت است. بنابراین ممکن است نواختن در این آلات حرام باشد، در حالی که گوش دادن به آن حلال و یا مشتبه و مشکوک باشد که باز هم استماع آن جایز می باشد.

احکام موسیقی

آلات مختص و مشترک موسیقی

آلات موسیقی مختص به لهو و آلات مشترک کدام است؟ برای هر یک نمونه هایی بیان کنید؟

از دیدگاه فقهی، آلات موسیقی دو قسم است : آلات مختص و آلات مشترک. قسم اول به ابزار و آلاتی گفته می شود که نوعاً در لهو و لعب به کار رفته و با آن آهنگ های مناسب مجالس فساد و رقص و پایکوبی نواخته می شود. این قسم هیچ منفعت حلالی در بر ندارد و استفاده از آن در هر حال اشکال دارد (هر چند به صورت لهوی نواخته نشود).

قسم دوم به آلاتی گفته می شود که می توان با آن آهنگ های حلال و حرام نواخت. اگر به طور لهوی و مُطرب و مناسب با مجالس یاد شده نواخته شود، استفاده از آن حرام است و در غیر این صورت نواختن آن اشکال ندارد.

فقیهان و مراجع تقلید، در تبیین و تشخیص مصداق ها و نمونه ها و اینکه کدام آلات از قسم اول و کدام از قسم دوم است، اختلاف نظر دارند. اکثر آنان برخی از آلات و ابزار رایج موسیقی در این عصر را از آلات مشترک می دانند؛ مانند : طبل، سنج، نی، شیپور، دهل، ساز، تار، دف، سنتور و ... ولی برای آلات مختص، به نمونه ها اشاره نکرده و تنها از حکم کلی آن سخن گفته اند و تشخیص مصداق را به عرف مردم واگذار کرده اند.

احکام موسیقی

موسیقی و فقها

اگر موسیقی یک هنر مبتنی بر اصول و قواعد علمی و تاریخی است ، آیا بهتر نیست فقیهان _ که نه جزء عرف محسوب می شوند و نه کارشناس موسیقی هستند _ درباره مصداق موسیقی حکم ندهند؟

تردیدی نیست که موسیقی، یک هنر و دانش به شمار می آید و دارای قواعد علمی و فرمول های پیچیده ای است و نیز تشخیص موضوع و مصادیق موسیقی حرام و حلال، بر عهده عرف و مکلف نهاده شده و وظیفه فقیهان تنها بیان و تبیین حکم است و به هیچ وجه نظر خاص فقهی آنان در این زمینه (موضوعات) معتبر و حجت نیست؛ جز در مواردی که موضوع از موضوعات شرعی باشد و یا شرع مقدس موضوع را با معیارهای خاص خود پایه صدور حکم قرار داده باشد ولی با وجود آن اشاره به چند نکته در این راستا بایسته است :

1. بسیاری از مصادیق موسیقی حرام، طوری است که همه آن را درک می کنند و مجتهد نیز به عنوان یک مکلف و فرد (همانند دیگران) نظر عرفی خود را بیان می کند و مصادیق موسیقی حلال و حرام را از یکدیگر جدا می سازد.

2. با اندکی تأمل در رساله ها و استفتائات مراجع تقلید، روشن می شود که آنان به هیچ وجه پا به عرصه موضوع نگذاشته و در آن حکم صادر نکرده اند ؛ بلکه تنها در حکم کلی موسیقی نظر خود را بیان نموده اند. برای مثال وقتی از آنان درباره برخی از آلات موسیقی (از قبیل پیانو، گیتار، سه تار و ... ) سؤال می شود، در پاسخ می گویند : استفاده از آنها به طور لهوی و مناسب مجالس فساد و خوشگذرانی حرام است و تشخیص آن بر عهده عرف است. در برخی موارد نیز به طور صریح اظهار داشته اند که تشخیص موسیقی حرام بر عهده عرف عام است؛ نه فقیه و یا کارشناس موسیقی.

3. شارع مقدس فهم و شناخت الفاظ و مفاهیمی را که دارای حکم شرعی بوده ، بر عهده عرف واگذار کرده و نظر و تشخیص او را مورد تأیید خود قرار داده است (مگر در موارد خاص)، و تردیدی نیست که عرف متدین و متشرع، موسیقی لهوی را به خوبی می شناسد؛ هر چند از اصول و قواعد علمی آن هیچ گونه اطلاعی نداشته باشد. این امر در بسیاری از موضوعات صادق است؛ برای مثال قمار، قانون و قواعد علمی دارد و مؤمنانی که اهل قمار نیستند و از آن قواعد بی خبرند، قمار بودن آن را به خوبی می شناسند. بنابراین لازم نیست که فقیه از قواعد دقیق و پیچیده علم موسیقی آگاهی داشته باشد تا بتواند فتوا صادر کند ؛ بلکه همین اندازه برای او کافی است که دیدگاه دین را به کلیت خود بیان کند و تشخیص مصادیق و نمونه ها را به عرف و مردم واگذار نماید. افزون بر آن که برخی از فقیهان از علم موسیقی و رموز و دقایق آن آگاهی داشته اند.

احکام موسیقی